مراحل رشد کودک

  رشد یک پدیده مستمر است ممکن است در بعضی زمینه ها کند شود ولی هرگز متوقف نمی گردد گاهی رشد در زمینه های خاصی پیشرفت نشان می دهد اما درمقابل ممکن است درزمینه های دیگر کندتر شود ازنظر سرعت رشد هیچ دو کودکی مانند هم نیستند مجموع های از نمودارها برای سیر تکامل رشد در سنین مختلف وجود دارد اما احتمال اینکه کودک هر کاری را دقیقا در زمان میانگین گفته شده انجام دهد بسیار کم است کودک به احتمال قریب به یقین آن کار را زودتر یا دیرتر انجام می دهد در این مقاله بطور مختصر برخی جنبه های رشد را که در زیر آمده است در کودکان 1 تا 3  ساله بررسی می کنیم

 1رشد جسمانی                      

 2 رشد حرکتی                          

 3 رشد ذهنی    

 4 رشد ادراکی ( بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی،چشایی )              

 5 رشد گفتاری

6 رشدهیجانی، اجتماعی، عاطفی

 

رشدجسمانی

    بطور متوسط وزن یک نوزاد طبیعی که پس ازیک دوره کامل حاملگی بدنیا آمده است در لحظه تولد، حدود سه تا سه و نیم کیلوگرم وقد او بطور متوسط  48-50 سانتی متر است. بدیهی است که اندازه، قد و وزن در نوزادان مختلف فرق می کند، نوزادانی که از مادران سالم تر و با تغذیه ی بهتر بدنیا می آیند ازنظر قد و وزن نیز طبیعی ترندبطورکلی رشد جسمانی و رسیدگی اندام های بدنی به عوامل محیطی و ارثی بستگی دارد نرمش حرکات ساده ورزشی و تمرین نیز تا اندازه ای در رشد جسمانی کودک مؤثر است تغذیه وبهداشت مادر در دوران بارداری و شیردهی، در قد و وزن و سایر توانایی های کودکتأثیر بسزایی دارد

وزن

  درسال دوم وزن اغلب کودکان نوپاکم می شود. روند افزایش وزن کندتر از قبل صورت می گیرد و تا اواسط کودکی ادامه می یابد بافت عضله درطول نوباوگی خیلی کند افزایش می یابد و تا زمان نوجوانی به اوج نمی رسد. بچه ها مخلوقات خیلی عضلانی نیستند و قدرت و هماهنگی جسمانی آن ها محدود است

 

 

 رشدحرکتی                                                                                            

1رشد حرکتی درشت : Gross motor development

2رشد حرکتی ظریف : Fine motor development

رشدحرکتی درشت به کنترل اعمالی اشاره دارد که به نوباوگان کمک می کند در محیط گردشکنند مثلا" سینه خیز بروند، بایستند و راه بروند، درمقابل رشدحرکات ظریف به حرکت های کوچکتر مانند دست دراز کردن و چنگ زدن مربوط می شود. گرچهتوالی رشد حرکتی دربین کودکان خیلی یکنواخت است اما

تفاوتهای فردی زیادی در سرعت رشد حرکتی وجود دارد. فقط درصورتی نسبت به رشد کودک نگران

میشویم که چند مهارت حرکتی بطورجدی به تأخیر افتاده باشد

  رشد ذهنی                           

     وزن مغز کودک درطی دوسال اول زندگی دوبرابر می شود این افزایش وزن تاحدودی به دلیل رشد اتصالات بین سلول ها و قسمت های مختلف مغز است بدون این اتصالات ما قادر به فکرکردن نخواهیم بود و یادگیری نیز از طریق این اتصالات شروع می شودنوزاد هنگامیکه به چیزی علاقمند می شود و تلاش ذهنی می کند مغز او شروع به تشکیل یک شبکه میکند هنگام تحریک هریک از حواس کودک همین کار انجام می گیرد بنابراین از بدوتولد هر صدا تماس احساس، تصویر، بو و مزه موجب ساخته شدن اتصالات بیشتری میشود برای پیشرفت رشد ذهنی بایستی بینایی، شنوایی، حافظه و مهارت های حرکتی باهم پیش بروند.همگام با افزایش درک عمومی بسیاری از مهارت های مغزی و بدنی به سرعت رشد می کنند و توسعه می یابند

   عوامل تعیین کننده عبارتند از : اجتماعی بودن، شخصیت کودک و محیطی که شما برای او ایجاد می کنید فراهم  کردن محیط غنی از محرک ها برای کودک بخصوص درسال اول زندگی و ادامه آن در سال های آتی در مغز جهش های رشدی عمده ای را بعمل میآورد

 رشدادراکی( بینایی، شنوایی)

    رشد کنش های ادراکی با حواس آغاز می شودیعنی زمانی که کودک نسبت به محرک های خارجی ازقبیل نور صدا طعم و بو واکنش نشان می دهد اگرچه هنوز بسیاری از کارکردهای مغز ناشناخته مانده است و ادراک کودک غیرقابل دسترسی است روشن است که زیربنای هر ادراک یک فعالیت عصبی در مغز است گیرنده های حسی، شنوایی، بینایی و گیرنده هایی مانند چشایی و بویایی و غیره ادراکهای حسی مختلف را دریافت کرده برای ارزیابی واکنش به مراکز مختلف  مغز می فرستند

1 بینایی

  تیزی بینایی یاظرافت تشخیص در سال اول بهبود می یابد. در یازده ماهگی به نزدیک سطح بزرگسالان

می رسد در نیم سال اول توانایی تمرکز کردن روی شی ء متحرک و ردیابی آن بهبود می یابد

 

2 شنوایی

  در نیمه دوم سال اول نوباوگان روی واحدهای گفتاری بزرگتر تمرکز می کنند که برای پی بردن به معنی آنچه می شنوند اهمیت زیادی دارد آنها کلمه های آشنا در عبارت های گفتاری راتشخیص می دهند.

 

 رشدگفتاری

  هنگامی که ادراک و شناخت در دوره ی نوباوگی بهبود می یابند زمینه برای دستاورد خارق العاده ی انسان یعنی زبان آماده میشود کودکان بطور متوسط اولین کلمه را در 12 ماهگی بر زبان می آورند ولی دامنه آن تقریبا" 8 تا 18 ماهگی است بعد از اینکه کلمه ها نمایان می شوندزبان به سرعت رشد می کند کودکان نوپا بین 5/1 تا 2 سالگی دوکلمه را ترکیب میکنند

  قبل از اینکه نوباوگان اولین کلمه را بیان کنند،از چند جهت برای زبان آمادگی دارند. آنها با دقت به گفتگوی شما گوش می کنند

رشدهیجانی اجتماعی عاطفی

   جداکردن رشد عاطفی و اجتماعی در این دوره از زندگی کار آسانی نیست و روانشناسان فقط برای سهولت مطالعه این تقسیم بندی راانجام  می دهند حالات عاطفی کودک ابتدابه احساس آسایش و عدم آسایش محدود می شود یعنی زمانی که در امر تغذیۀ کودک تأخیرروی دهد یا خیس باشد برانگیخته

می شودو واکنش های عاطفی در کودک مشخص می شود از زمانی که کودک دریابد که وجود مادربرای ارضاء نیاز هایش ضروری است اولین زمینه های آگاهی از عوامل اجتماعی نیز شکل می گیرد به این ترتیب  کمتر می توان زمینه های عاطفی و اجتماعی را بطور جداگانه مورد بررسی قرارداد

  هیجان های خودآگاه شرم خجالت و غرور از 18 تا24 ماهگی نمایان می شوند واژگان مخصوص صحبت کردن دربارۀ احساسات بسرعت گسترش مییابد نوباوگان می فهمند که واکنش های هیجانی دیگران

میتواند با واکنش های هیجانی خود آنها تفاوت داشته باشد. و اولین نشانه های همدلی ظاهر می شود

کودکان باگذر از نوباوگی ( زیر 1 سال) به نوپایی ( 1 تا 2 سال) از اینکه فقط به هیجانات دیگران پاسخ دهند فراتر می روند

 

 هیجان های خودآگاه

  انسان ها علاوه برهیجان های اصلی از احساس های سطح بالاتری مانند شرم و خجالت و گناه و رشک و غرور برخوردارند به این احساس ها  هیجان های خودآگاه گفته می شود  زیرا هرکدام مسبب آسیب زدن به درکی است که ازخود داریم برای مثال وقتی که شرمنده یا خجالت زده می شویم رفتارمان را بادیدمنفی نگاه می کنیم و دوست داریم عقب نشینی کنیم تا دیگران به نقطه ضعف های ماپی نبرند در مقابل غرور و احساس شعف باعث می شود که دستاوردهای خود رامنعکس کنیم بگونه ای که دوست داریم به دیگران بگوییم که به چه چیزی دست یافته ایم

  هیجان های خودآگاه در پایان سال دوم نمایان می شود زمانی که درک از خود پدیدار می شود می توانیم کودکان را بین 18 تا 24 ماهگی ببینیم که با پایین انداختن سرشان، آویزان کردن دستها و پنهان کردن صورت با دستانش، احساس شرم و خجالت می کنند. غرور نیز درهمین زمان نمایان می شود و رشک و گناه در سه سالگی وجود دارند

 

 آغاز خودگردانی هیجانی

  نوباوگان و کودکان نوپا، علاوه بر گسترش دادن دامنه ی واکنش های خود، یافتن راه هایی برای کنترل کردن تجربه های هیجانی رانیز آغاز می کنند. خودگردانی هیجانی به راهبردهایی اشاره داردکه برای تنظیم کردن حالت هیجانی خود و رساندن آن به سطح شدت مطلوب بکار می بریم تابتوانیم به هدفهایمان برسیم.

   اگر امروز صبح بعد از بیدار شدن یک فنجان قهوه بنوشید و بخود یادآور شوید که امروز رویدادی اضطراب آور را پشت سر خواهم گذاشت ویا تصمیم بگیرید که فیلم وحشتناکی را نبینید به خودگردانی هیجانی پرداخته اید کودکان در چند ماه اول زندگی توانایی محدودی برای تنظیم کردن حالت های هیجانی خود دارند گرچه آنها می توانند از محرک های ناخوشایند روبرگردانند و وقتی احساساتشان خیلی شدید است غرغر کنند ویا مک بزنند اما براحتی از پای درمی آیند  آنها به مداخله های تسلی بخش والدین مانند بلند کردن و روی شانه قرار دادن ، تکان دادن و به آرامی صحبت کردن نیاز دارند

  رشد سریع قشر مخ بتدریج تحمل کودک برای تحریک را زیاد می  کند درحالیکه والدین به کودکان کمک میکنند تا حالت های هیجانی خود را تنظیم کنند  درس هایی رانیز درمورد نحوه ی ابرازاحساسات جامعه پسند به آنها می دهند  مادران طبقه متوسط آمریکایی درچند ماه اول،احساس های مثبت فرزندانشان را بیشتر از احساس های منفی جفت و جور می کنند پسرها درمورد کنترل کردن ناخوشنودی بیشتر از دخترها این آموزش را می بینند زیرا پسربچه ها سخت تر می توانند هیجان منفی خود را تنظیم کنند درنتیجه

تفاوت های جنسی معروف که می گوید زن ها از لحاظ هیجانی بااحساسند و مردها کنترل شده و خوددار ازهمان سنین اولیه ترغیب می شوند از این گذشته در فرهنگ هایی که جمع گرایی از فردگرایی برتر است معمولابر رفتار هیجانی جامعه پسند بیشتر تأکید می شود

  در سال دوم  رشدبازنمایی ذهنی و زبان به راه های جدید تنظیم هیجان می انجامد واژگان مخصوص صحبت کردن درباره ی احساس ها مانند، خوشحال، عشق، شگفت زده، وحشتناک، گنگ و دیوانه  بعد از 18 ماهگی بسرعت بوجود می آیند کودکان در این سن هنوز نمی توانند برای تسلی بخشیدن خودشان از زبان

 

استفاده کنند. اما کودکان نوپا با توصیف هیجانهایشان، می توانند والدین را راهنمایی کنند تا به یاری آنها آمده و باعث شوند که احساس آرامش کنند

همدلی

خودآگاهی کودک با توانایی او در درک احساسات و ادراک دیگران، همراه است در مطالعه ای به کودکان 18 ماهه، 27ماهه، و 36 ماهه عینک هایی دادند که با آنها بازی کنند شیشه ی بعضی از این عینک ها کدر بود و کسی که آن رابچشم می زد احساس نابینایی می کرد روز بعد، این کودکان همراه با مادرانشان دروضعیتی آزمایشگاهی قرارگرفتند و دیدند که مادرانشان از این عینک های کدر به چشم دارند کودکان دو و سه ساله که قبلا  این عینک هارا امتحان کرده بودند طوری رفتارکردند که انگار مادرانشان نمی توانند چیزی را ببینند. سعی کردند عینک ها را از چشم آنها بردارند و در برابر آنها هیچ حالت خاصی هم بخود نمی گرفتنداز این رفتارهای کودکان معلوم می شود که آنها به این موضوع آگاهی داشتند که مادرانشان همان حالتی را تجربه می کنند که خود قبلا تجربه کرده اند

 از رفتار کودکان وقتی با یک فرد آسیب دیده و رنجور روبرو می شوند می توان به توانایی آنان در درک حالات عاطفی دیگران پی برد مادرانی که درباره ی کارهای روزمره ی کودکانشان یادداشتهایی برداشته اند

می گویند که رفتار فرزندان آنها در نیمۀ دوم سال دوم زندگی تغییری اساسی می کنددر این موقع کودکان تمایل پیدامی کنند که شخص آسیب دیده راببوسندیا نوازش کنند یا به او غذا و اسباب بازی بدهند این گونه رفتارهای اجتماعی درنیمۀ اول سال دوم زندگی کمتر مشاهده می شود

  کودکان دوساله قادرند حالت روانی و عاطفی شخص دیگر را درک کنند بدین ترتیب می توانیم نتیجه گیری کنیم کودکان در این سن از تجارب شخصی خود، آگاهی دارند

 

5832ef6d03e6b.jpg

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

مطالب مرتبط:

نظرات کاربران

ارسال نظر

کاربر گرامی:
برای ارسال نظر می بایست در سایت عضو باشید. ورود / عضویت